با توجه به اطلاعات آشفتهاي كه در مورد نيجر، سنگال و نيل تا پس از سال 1792 بهدست آمده بود، نميتوان درمورد ابن بطوطه يا ابن خلدون قضاوت سختي كرد كه چرا در اين مورد اشتباه ميكردند. ميتوان اضافه كرد كه وقتي ليوينگستن (1813 ـ 1873)، در سال 1866 به رود لوالابا رسيد، نميدانست آن نيل، نيجر يا كنگوست! اكنون بايد بگوييم چگونه اين اشتباه بهتدريج برطرف شد. مُنگو پارك در بيستم ژوئيهٴ 1796 در نزديكي سگو به نيجرعليا رسيد (كه در سال 1797 توسط جيمز رِنِل انتشار يافت)؛ در سفر دوم بار ديگر مُنگو پارك در سال 1805 در باماكو به نيجرعليا رسيد، از آن سرازير شد و در تندابهاي بوسا (نيجر سفلا) در سال 1806 جانش را از دست داد. براي دفاع ديگري از جغرافيدانان سدهٴ چهاردهم، اگر چنين دفاعي ضرورت داشته باشد، ميگوييم كه در سال 1829 ژنرال سِر روفين شاو دُنكين (1773 ـ 1841)، رسالهاي در باب مسير و انتهاي احتمالي رود نيجر انتشار داد (205 ص، 2 نقشه، لندن 1829) و در آن مدعي شد كه نيجر در خليج سيرت به درياي مديترانه ميريزد! معماي نيجر را سرانجام، دو برادر حل كردند به نامهاي ريچارد لمون لَندر (1804 ـ 1834)، و جان (1807 ـ 1830)، كه در اواسط سال 1830 به بوسا رسيدند و از رودخانه تا دريا راندند. اينك، مسير نيجر از بالا تا مصب معلوم شده بود.1
تفكيك نيل از نيجر ممكن است تاحدي هم براثر بهدست آمدن اطلاعات كاملتري از نيل ميسر شده باشد. با اينكه قلمرو مسلمانان در نخستين آبشار نزديك اسوان خاتمه مييافت، برخي فاتحان رودخانه را تا دانگولا (دُنقُله) پيمودند و اطلاعاتي دربارهٴ ريزابههاي بالاي نيل از كاروانها بهدست آوردند. در هر صورت طرح خوارزمي با همهٴ ظاهر خيالياش، حاوي مقدار زيادي حقيقت است. جبلالقمر با سلسلهكوههاي رووِنْزُري مطابقت داده شده است، كه ميان درياچههاي آلبرت و ادوارد در نزديكي خط استوا قرار دارد. كوههاي رُووِنزُري را هنري مورتُن استانلي
(1841ـ 1904)، در سال 1888 كشف كرد. پويش نيلعليا و تعيين دقيق ريزابههاي آن تنها در نيمهٴ دوم سدهٴ نوزدهم بهوسيلهٴ پويندگان اروپايي و مصري ميسر شد، كه داستان آن بسيار بغرنج است.
اشتباه نيجر با سنگال مستلزم معلوماتي دربارهٴ دومي است. البته قديميان رود سنگال را ميشناختند، حتي شايد هانو (پنجم ق م)، ولي در
جغرافياي بطليموس ذكر نشده است. كشور